بغض نهفته
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 9:11
نشان صداقتم را اويختم بر روي سينه پراز غصه ودردهايم شقايق جانم لاله هاي واژگون از فروتني چشمهايشان را به تر ک هاي زمين تشنه دوختن فصل شکفتن شکوفه هاي نيلوفر هاي ابي که شد از احساسم دور شدي شقايق و گفتي ميخواي تو افق خاطراتمون محو بشي چشمام روي خط منقطع جاده مات مونده سيل خروشان اشکهايم ديگه عبور کرد...
مخاطب خاص
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 9:11
مخاطب خاص تو برايم ققنوسي که چله کمان بالهايت رابه سويم نشانه ميروي تو برايم ان شب مهتابي که با نگين ستاره هايت اسمان بي کران را درخشان ميکني تو برايم ان درياي ارام که با ان غروب دل انگيز دلم ر ابردي تو برايم ان ريسمان صداقتي که نفسم به نفست پيوند خورده تو برايم ان توده ابرهاي متراکمي که از خوشحالي ...
روبان قرمز
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 11:25
لمس دستا ت وازمن دور نکن نگو فاصله گرفتي از روياهامونسکوت تنهاييهامو بابغض توسينه درهم ميکوبم تا ديده نشه گردوغبار نشسته ر وي ذهن مفلوکمنگو دلم رابا سنجاق سينه به قلبت اويزان کردي چرا که تونگاهت سردي حرفات موج ميزنهابريشم دلم نخ نما ي وجودم شده ديگه طاقت دوريت ندارهگم شدم توي هواي ابري دلممه الود
اشکان
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 11:25
عـــــــشــــــــق! · عاشق عاشق تر · نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق · @@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@ · امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه · فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم · عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا
مسعود
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 11:25
ميم مثل مسعود فداي همه دلگرميهايت بشوم که هميشه پشتم بودي و با مشورت کردن باتو خيالم ر احت بوده که يکي هست که يه ر وز نيستم بپرسه چرا نيستم ميبوسمت ازراه دور اما دوست داشتم در اغوشت بگيرم چون هميشه درکنارم بودي حتي وقتهايي که ر وز گار کمرم شکست ممنون ازت مسعود خيلي دوست دار م هميشه شاد وسلامت باشيو
نیما
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 11:25
ن مثل نيما که هميشه منتظرتم تا بياي وبلاگم والبته منتظر شعر اي جديدم هستي پسري دوست داشتني و البته در اتاق پروف فقط مگس ميپروني خخخخخ اما هميشه به دوستي با شماها افتخار کردم ازاين در دلهامو شنيدي و قضاوت نکر دي ممنون برات بهترين ارزوهار ادارم دوست تو استا وروجک برچسبها: نیما+ نوشته شده در یکشنبه هفت...
انی
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 11:25
سوگند به چشمات تو دراين اسمان پراز ستاره درخشان تريبدون بهانه تراشي شدي تکيه گاه امن دراين شب مهتابيدلت به هم رنگ دريا است افق ديدت نامحدود چرا که قلبت سرشاراز مهرباني ومحبت استدرعمق وجودت نيت هاي خاصانه ات که ريش کرده بود حالا جوانه زدهسوار شدي براين نسيم با موجي نرمدست در دست قاصدکهاي به هم فشرد
ساناز
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 11:25
ساناز دختر ي خوش خنده که تمام وجودش را مادر نازنينش پر کرده انشاالله درکنار خانوادت هميشه سلامت وشاد باشي و به همه ار زوهايت برسي برچسبها: ساناز+ نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 8:24 توسط گرشاسب |
شوک
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 11:25
امشب در کنج خلوتم با چشماني گريان به تو مي انديشمبا ذهني اشفته در خيالم تور ا تجسم ميکنمهنوز هم در شوک نبودنت سر درگم خاطراتت هستمسرگيجه اي وحشتناک دارم در کنج قلبم گم شده اي دارمچند لحظه اي از رفتنت نميگذرد اما خيلي زود دلتنگ تو شدم مسعود جانمبي قر ارتمچشمان خيسم گواه دوستت دارم هستشقر ار نبود بي
حروف الفبا
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 11:25
توي کوله پشتي حروف الفبام واژه ترک خورده توي قلبم مفقود شدهچرا که هربار ذهنمو منحرف ميکنم تجسم نگاه تو اشتياقمو چند برابر ميکند شقایق دراين نمايش خيمه شب بازي که روزگار به راه انداخته روي صندلي اول اين پرده نمايش ونگاه ميکنمکه چطور با هر ديالوگ مثل شمعي که درحال سوختن است ذره ذره اب شدنم تماشا ميکنم
دلشکسته
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 11:25
دلم را تو غبار ناکوک زمان جا گذاشتمقلب از ريتم افتاده ام را با نفس هاي سردت پيوند زده امرايحه عشق وجودم هرگز بدون تو نميخوام استشمام کنم برگرد سالهاست سفر زمان پي تو اغاز کردم متوقفش کنيا بوسه برخاک سردت ميزنم تا دستا ت را بگيرمنذارديدار مجددمون تو برزخ ر ا ه شيري زمان گم بشهبارالله ها تسليم
مادر
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 11:25
تقديم به مادر عزيزتر ازجانم قربونت برم قلب تپنده من براي بيقراريهايت ميجوشدبراي محبت هاي خالصانه ات شرم سار چشمهايت هستمفداي همه دلتنگي هايت شومکه هيچ وقت نميتوانم جبران زحمت هايت راکنم حتي سر سوزنيدل گرمي هايت همچون اب روي اتش ارامش را به من هديه ميدهد